X
تبلیغات
اطاعت خداوند

اطاعت خداوند

نماز ستون دین است

نمازدژمحکمی است که نمازگزارراازحملات شیطان نگه میدارد(حضرت علی (ع))
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1391ساعت 21:22  توسط معصومه قاسمی  | 

                        امکان کسب حضورقلب

گاهی تصورمی کنیم،تحصیل حضورقلب ازامورمُحال است وازکسب آن،ناامید می شویم وبه یک عبادت صوری وظاهری اکتفاء می کنیم . چه بسا این ناامیدی،ازفریب دادن خودنشأت بگیرد،به این معنا که برای فرارازنمازباحضورقلب،دایماً خودرا فریب داده ومشکل بودن آن را بهانه ای برای ترک آن، قرارمی دهیم.دلایلی برای امکان کسب حضورقلب وجود دارد که ازجملۀ آنها موارد ذیل است.وقوع حضورقلب: بهترین دلیل برای امکان شیء،وقوع آن است.همین که  پیغمبران ما وائمه واولیای خدا،برحسب معرفت وایمان وقرب وطلبشان،حضورقلب داشتند،دلیل برامکان آن می باشد.مگرنه این است که خود شما،نسبت به افراد دیگر،دارای حضورقلب کمتر یا بیشتر هستید؟مگرنه این است که به دوستان یا افراد خانواده ویاعلما، به نسبت پویایی وحرکت عرفانی شان،حضورقلب دارید؟ البته حضورقلب مراتبی دارد،هرکس به فراخوراستعداد معنوی،مراقبت، مجاهد ت وشرایط لازم دیگر، دارای حضورقلب می شود وهمه دریک سطح ورتبه نیستند واین تفاوت،دلیل برامکان آن است،زیرا این تفاوت،نشانه اکتسابی بودن،حضورقلب است وهرکس به تناسب ظرفیت معنوی خود ازآن برخوردار می شود.وجود دستورعمل:وجود دستورجهت تحصیل حضورقلب ازناحیه رسول اکرم وائمه وبزرگانی که دراین باره کتاب نوشته اند،همه دلیل برامکان کسب آن می باشد،چرا که تکلیف ودستور به آنچه درتوان نیست بی معنا وغلط است، زیراتحصیل امرمحا ل،محال است.اگرچه دربد وامر،تحصیل حضورقلب همانند اموردیگر،مشکل به نظرمی آید ولیکن این غیرازمحا ل بودن است وارزشمندی آن درهمین است که به سختی به دست می آید.چنان که علی می فرماید:(افضل الاعما ل ما اکرهت نفسک علیه؛بهترین اعما ل،عملی است که خودرابرآن وادارکنی)).البته حضورقلب کامل درنماز،یعنی ندیدن هیچ چیز،حتی خود وحاضربودن درمحضرخدا،نصیب هرکسی نمی شود ولیکن این مطلب وظیفۀ ما رانسبت به کسب مراتب پایین تر،ساقط نمی کند.داستانی دراین زمینه نقل شده که بدین :به اصحا ب خود فرمودند:آیا کسی هست درمیان شما که دورکعت نمازبخواندودررکوع،سجود ووضویش خشوع کند واهتمام به اموردنیا نداشته باشد ودرقلب اوفکردنیا قرارنگیرد تا من یکی از این دوشتررا به اوبدهم؟کسی جوا ب نگفت.پیامبرسه مرتبه این جمله راتکرارفرمود،کسی جواب اورا نداد مگرعلی که برخاست وعرض کرد:یا رسول الله!من ازاول تا آخرنماز،چیزی ازدنیا را به خاطرم راه نداده وبه دنیا فکر نمی کنم،رسول خدا فرمودند:بخوان!علی(ع) نمازراخواند وتمام کرد.جبرئیل نازل شد وعرض کرد:یا رسول الله یکی ازاین دوشتررا به علی بده؛ازاین رورسول خدا یک شتربه علی (ع)داد)).نتیجه آن که تحصیل حضورقلب درنماز،برای همه انسانها به تناسب ظرفیت معنوی آنها،امکان پذ یرخواهد بود.لزوم تحصیل حضورقلب:درضرورت تحصیل حضورقلب همین بس که بدانیم:نمازبی حضورقلب،نمازحقیقی نیست ووقتی نمازازحقیقت وباطن خود جدا شد وبه صورت یک عمل بی روح درآمده،درچنین نمازی وجود ندارد و چه بسا موجب دوری ازخدا هم بشود.احادیث فراوانی دراین باره وارد شده که همه براین مطلب تصریح می کنند که میزان قبولی نماز، بستگی به میزان حضورقلب درنماز دارد وبه تناسب وجود حضورقلب،نمازمورد قبول واقع می شود.امام صادق(ع)می فرماید:((ان العبد لیرفع له من صلاته نصفها اوثلثها اوربعها اوخمسها وما یرفع له الا ما اقبل علیه بقبله؛همانا ازنمازانسان،نصفش،ثلثش،ربعش یا خمسش با لابرده میشود وآن مقداری ازنماز که توجه قبلی داشته باشد بالابرده میشود.درروایت دیگری امام باقرمی فرماید:((علیک با لاقبا ل علی صلاتک فانما یحسب لک فیها ما اقبلک علیه منها بقلبک؛برتواست که توجه قلبی درنمازت داشته باشی،پس همانا محسوب می شود برایت ازنمازت،آن مقداری که با قلبت،توجه به نمازداشتی)). همچنین روایت دیگری ازرسول اکرم وائمه هدی(ع)دراین باره وارد شده که همه دلالت دارند براین که حضورقلب درنمازامری ضروری است.درتوضیح بیشتر مطلب،باید گفت ازآنجایی که روح وحقیقت نمازمتوقف بروجود حضورقلب است،آثاروفوایدی هم که درآیا ت وروایات آمده،برای نمازباحضورقلب است،نتیجه آن که با نبودن حضورقلب،آثارلازم برنمازمترتب نخواهد شد.دلیل این گفته،همین نمازی است که می خوانیم،ولیکن اثری ازآن رادرنفس خودمشاهده نمی کنیم؛این گونه نمازها نه تنها عامل بازدارنده دربرابر گناه نیست،چه بسا موجب خودبینی وخود بزرگ بینی هم بشود،چرا که با خواندن نماز،یک احساس کاذ ب درجهت قرب به خدا پیدامی شود واین احساس کاذ ب،موجب بُعد ازخدا می گردد که بلایی عظیم است؛یعنی آنچه که موجب نزدیکی به خداوند است،عامل دوری ازاومی شود.درهمین زمینه امام صادق(ع)می فرماید))من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاء والمنکرفبقدرما منعته قبلت منه؛هرکس دوست دارد بداند که نمازش مورد قبول واقع شده یا نه،باید نگاه کند که آیا نمازش اورا ازمنکر وفحشا بازداشته یا نه،به مقداری که اورا از منکرات وفحشا بازداشته ازاو قبول می شود.))با ضمیمه کردن این روایا ت با روایا ت دیگر،نتیجه گرفته می شود که میزان قبولی نمازبستگی دارد به مقدارحضورقلب درنماز؛یعنی هرچه حضورقلب درنمازبیشترباشد،بازدارندگی نمازازگناه نیزمؤثرترخواهد بود،به طوری که حضورقلب کامل ،موجب پا ک سازی کاملِِِِِِِِِ روح آدمی می گردد،چنانکه درروایتی ازرسول خدا(ص)آمده))اذاقام العبد الی الصلوة فکان هواهُ وقلبُهُ الی الله فانصرف کیوم ولدته اُمُّهُ؛هنگامی که انسان برای نمازمی ایستد،باید تمام توجهش وقلبش به خدا باشد تا هنگام اتمام نمازمانند روزی باشد که ازمادرمتولّد شده   باشد.))نکته:حضورقلب ازشرایط صحبت نمازنیست؛یعنی با نبودن حضورقلب نمازباطل نمی شود وازلحاظ فقهی اشکالی ندارد،ولیکن چنین نمازی، قا لبی وبی فضیلت وغیر مقبول است،یعنی با لا نمی رود واثرمعراجی خودرا ازدست می دهد.ودلیل آنکه حضورقلب ازشرایط صحبت نمازنیست،احتمالاً برابرسختی وعسروحرجی بودکه برای اکثرمردم ایجاد می شد،چرا که اکثرمردم برای تحصیل حضورقلب به زحمت می افتند وازعهدۀ انجام آن برنمی آیند وچه بسا این امررا بهانه ای برای ترک نمازقرارمی دهند.مراتب حضورقلب:اگرچه دربارۀ مراتب حضورقلب،سخنان بسیاری ازبزرگان اهل معرفت رسیده،ولی ما به جهت مختصرگویی وساده نویسی برآنیم تا با الهام ازسخنان ارزشمند آنان به ذکرپنج مرتبه ازمراتب حضورقلب بپردازیم.مرتبه اول:شخص نماز گزارباید اجمالاً بداند که با خداوند سخن می گوید وحمد وثنای اومی کند،اگرچه به معانی الفاظ توجّه نمی کند.این مرتبه برای آنا نی است که معانی نمازرا نمی دانند؛حضرت امام خمینی ازقول مرحوم شاه آبادی نقل می کند))مثل این نحوه،به این صورت است که یکی،قصیده درمدح کسی بگوید وبه طفلی که معانی آن را نمی فهمد بدهد درمحضراوبخواند وبه طفل بفهماند که این قصیده درمدح این شخص است،البته آن طفل که قصیده را می خواند اجما لاً می داند ثنای ممدوح رامی کند،اگرچه کیفیت آن را نمی داند)).مرتبه دوم:علاوه برمرحله قبلی،به معانی کلمات واذکارنیزتوجه داشته باشد وبداند که چه می گوید.امام صادق(ع)می فرماید((مَن صَلّی رَکعَتَین یَعلَمُ ما یقُولُ فیهِما،اِنصَرَفَ وَلَیسَ بَینَهُ وَبَینَ الله ذَنبُ إلاّ غَفَرَلَهّ؛هرکس دورکعت نمازبخواند درصورتی که بداند چه می گوید،ازنمازفارغ می شود درحالی که بین اووخداوند گناهی نیست،مگراین که خداوندآنها را می بخشد.))دراین مرحله،قلب تابع زبان است.مرتبه سوم:اسرارعبادت وحقیقت اذکار وتسبیح وتحمید وسایرمفاهیم رابفهمند ودرحا ل نمازبه آنها توجه کند تا خوب بداند چه می گوید وچه می خواهد.مرتبه چهارم:

نمازگزارعلاوه برمراحل سابق،باید اسرار وحقایق اذکار را به طورکامل در

باطن ذاتش نفوذ داده وبه مرحله یقین وایمان کامل برسد.دراین صورت است

که زبان ازقلب پیروی می کند.قلب چون به آن حقایق ایمان دارد،زبان رابه

اذکاروادار می کند.مرتبه پنجم:دراین مرحله،نمازگزاربه مرتبه کشف و

شهودوحضورکامل می رسد که به این مرحله حضورقلب درمعبود می گویندنه

حضورقلب درعبادت ؛یعنی مرحله ای که اسما وصفا ت وکمالات حق را با

چشم باطن مشاهده می کند،چیزی راجزخدانمی بیند،حتی به خودش وافعال و

حرکات واذ کارش نیز توجه نداشته ازسخنگو وسخن نیزغافل است ودرحقیقت

درانجذاب کامل قرار دارد،البته دراین مرحله هم مراتبی است که نسبت به

سالکین متفاوت است.اهمیت دادن به نماز:ازاسبا ب حضورقلب که اکثر

علما به آن اشاره کرده اند،اهتمام واهمیّت دادن آدمی به نمازاست،چراکه یکی

ازامورفطری آن است که قلب،به امورمهم توجه می کند،چناچه درزندگی خود،

آنچه برای ما پراهمیّت ومهم جلوه کند،طریقۀ برخورد با آن هم جدّی است.لذا

نمازهم به هرمقداردرنظرنمازگزارمهم جلوه کند،به همان تناسب توجه وحضور

قلب درنمازبه وجود می آید.دراین باره عارف بزرگ میرزاجواد آقا ملکی

تبریزی - رحمة الله علیه- می گوید))حضورقلب سببش همّت آدمی است،زیرا

قلب،تابع همّت بوده واگرهمّت نمازنباشد،قلبت هم نزد نمازحاضرخواهد بود و

اگرهمتت درپی چیزدیگری بوده است،قلبت هم غافل ازنمازونزد آن چیزخواهد

بود،چون خداوند برای هیچ کس دوقلب قرار نداده است وبرای احضارقلب نزد

نماز،جزاین که همتت را متوجه نمازسازی،راه دیگری نیست وهمّت انسان

متوجه امری می شود که چیزی (نیاز)درآن گمان داشته باشد وآن رامایۀ

سعادت خود بداند ولذا حضورقلب درنماز،تابع ایمان انسان به حقیقت نمازواین

که نمازازهمۀ اعما ل بهتروبرتراست می باشد آن کس که به این حقیقت اعتقاد

داشته باشد که نمازمعراج اوست،مسلماً هَمّ وغمّش جملگی نزد آن نمازخواهد

بود وهیچ چیزدیگری نمی تواند اوراازاین عمل بازدارد وکسی که همتش درپی

نمازباشد قلبش هم نزد نمازخواهد بود وهراندازه که همّت انسان بیشتر باشد

غفلتش ازغیرنمازبیشترخواهد بود)).ازبیان کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

معلوم می گردد،کسی که نمازرا سربارخود ویک تکلیف طا قت فرسامی پندارد

به اهمیّت نمازپی نبرده است،چرا که هیچ احساس نیازی به نمازندارد ودر

نتیجه آن که قلب خودرا درنماز متوجه امورمورد نیازومهم می سازد،از

حضورقلب درمحضرخداوندغافل وساهی می گردد.به همین جهت است که

سالها نمازمی خوانیم،ولیکن اثری ازآن رادرخود نمی بینیم وهنوز((اِنَّ الصَّلوةَ

تَنهی عَنِِِِِِِِ الفَحشاءِ وَالمُنکَر)).را تجربه نکرده ایم،چرا که هنوز به نمازبه

عنوان یک عامل بازدارنده ازفسادها واسارتهای نفسانی معتقد نیستیم.اگر

بخواهیم درنمازحضورقلب پیدا کنیم،باید اهمیّت عبادت را به قلب تفهیم وتلقین

کنیم واین ممکن نیست مگربه فهمیدن فواید واسراروحقایق نمازکه درمباحث

بعدی مطرح خواهد شد.شرایط لازم درتمام مراحل:مداومت،مراقبت و

مجاهدت برحضورقلب ازشرایط اصلی تحصیل آن است که مختصراً به

توضیح این امورمی پردازیم:عزم واراده:تصمیم وعزم ازلوازم ضروری

جهت انجام عملی یا ترک آن است وتا خواستن نباشد،هیچ کاری با اختیار

صورت نمی گیرد که به تعبیرشاه آبادی،((عزم،مغزانسانیّت است)).تا اراده و

عزم آد می برفعل وترک عمل یا گفتاری تعلق نگیرد حرکتی حاصل نخواهد

شد وعزم وارادۀ انسان بستگی به وجود انگیزه واحساس نیازاودارد که دراین

زمینه درهمین کتا ب مستقلاً بحث شده است.دلیل آن که ما هنوزدرمرحلۀ فکرو

کسب حضورقلب مانده ایم،نبودن عزم وتصمیم واراده لازم وراسخ است.و

نبودن عزم واراده برتحضیل حضورقلب ورفع موانع،به جهت نداشتن انگیزۀ

نیازوعشق به نمازوعبادت است واین احساس نیازهم پیدا نمی شود،مگرآن که

معرفت وشناخت خودرا نسبت به حق تعالی افزایش دهیم.

مرد باید کزطلب وزانتظار،            هرزمان صدجان کُند درره نثار

نی زمانی ازطلب ساکن شود          نی دمی آسودنش ممکن شود

گرفرواِستد زمانی ازطلب             مرتدی باشد درره بی ا د ب

مداومت ومراقبت:صِرف تصمیم گرفتن برازبین بردن موانع حضورقلب

کافی نیست،بلکه باید براین خواستن وطلب مداومت کند وموقّتی نباشد،چرا که

نفس آدمی وشیطان درکمین هستند وبرای اینکه عزم وارادۀ انسان را ضعیف

کنند،اولاً:کسب حضورقلب درنمازرا کوچک وغیرضروری جلوه می دهند و

وسوسه می کنند که وظیفۀ توهمین نمازظاهری وتکلیفی است وحضورقلب و

تحصیل آن برای انسانهای خاص،همانند معصومین (ع) می باشد.ثانیاً:کسب

حضورقلب را دشوار ومشکل جلوه می دهند تا انسان ازکسب آن نا امید گردد،

ولیکن باید بدانیم اینها همه ازحیله های نفس وشیطان است که حتّی گاهی به

صورت خدایی جلوه می کند.خداوند درقرآن مجید می فرماید))فاعبُدهُ واصطَبِر

لِعبا دَ تَهِ؛عبادت کنید اورا ودراین عبادت صبرپیشه کنید))یعنی مداومت و

مجاهدت داشته باشید وروح سماجت را از دست ندهید.

نمی روم زدیارشما به کشور دیگر         برون کنید ازاین در،درآیم ازدردیگر

البته درتمام مراحل،باید مراعات حا ل خودرا نمود تا منجربه خستگی وعکس

العمل منفی نگردد.

سخن دارم زاستادم نخواهد رفت از یادم        که گفتا حل شود مشکل ولی

آهسته آهسته

مراحل طلب،مداومت درطلب،مجاهدت ومراقبت ومؤاخذه درتحصیل حضور

قلب ازامورلازم وضروری است؛مثلاً ازبا ب نمونه درتوجه به معانی نماز،که

ازعوامل حضورقلب است،درابتدا باید تصمیم وعزم برتوجّه به معانی داشته

باشیم وتصمیم بگیریم که به معانی نمازتوجه کنیم ودراینجا مراقبت لازم است

تا مبادا فکرودل انسان به غیرازنمازتوجه کند واگراحیاناً ازتوجه به معانی

غافل شدیم،به سرعت توجه خودرابه معانی برگردانیم که اگر این تلاش و

مراقبت،دایمی گردد،می توانیم تمام نمازرابا توجه بخوانیم.

هرکه چیزی جُست بی شک یافت او        چون به جد اندرطلب بشتافت او

شناخت وآگاهی:ازاسبا ب حضورقلب،معرفت وآگاهی نسبت به معبودو

عبادت،بعدازمعرفت می باشد،چنانچه درروایتی ازامام صادق(ع)آمده است:

))ما مِن شَیء بَعدَالمعرِفَةِ یَعدِ لُ هذِهِ الصَّلوةَ؛بعد ازمعرفت،عملی وجود ندارد

که با نمازرقابت کند)).

نمازعالم وعابد یکی نیست         کجا بی علم با علم مساوی است؟

نمازعابدی گربی شمار است        یکی ازعالم،افضل زان هزار است

چرا که توجه انسان به خدا ودرعظمت حق تعالی بستگی به میزان شناخت و

معرفت اوازخدا دارد.انسان براثرمعرفت وشناخت خدای متعا ل به مسائلی

می رسد که آن مسائل درکسب حضورقلب تأ ثیرفراوانی دارند:احساس

نیاز:کما ل آدمی بستگی به کما ل نیاز اودارد؛هرمقداراین احساس نیازبیشتر

شود،به کما ل وتعا لی انسان افزوده می گردد وازطرفی احساس فقر،احتیاج

ونیازازمعرفت وشناخت آدمی ناشی می شود وهرمقدارمعرفت انسان به حق

تعالی بیشترشود احساس نیازبیشتری دراوپیدامی شود.مگرنه این است که

انسانهایی که دارای معرفت اندک نسبت به اومی باشند،نیازهای اندکی را

احساس می کنند ودرمقابل،انسانهایی که آگاهی وشناخت با لایی دارند، از

احساس جهل وفقر واحتیاج بیشتری برخوردارند؟درنتیجۀ ،توجه وحضورقلب

انسان درمقابل معبود،بستگی به معرفت وشناخت نسبت به اودارد،چرا که هر

مقداراین آگاهی افزایش پیدا کند،نیازهای بیشتری درخود احساس می کند و

همین امرموجب توجه انسان به نمازمی گردد.ارزش علی(ع)بادیگران درمقدار

احساس نیاز وفقر آن حضرت نسبت به نمازوعبادت می باشد وازآنجایی که آن

حضرت ازمعرفت با لایی نسبت به صاحب نمازبرخوردار است،لذا با لاترین

وکاملترین نیازها درحضرتش دیده می شود وبه همین جهت است که هنگامی

که به عبادت می ایستد درکمال توجّه وحضورقلب قرارداشت وخود رامصداق

کامل((اَنتُمُ الفُقَراءُ،اِلَی الله))احساس می کرد.دلیل آن که ما احساس نیازبه نماز

نداریم،معرفت اندکی است که نسبت به حق تعالی وعبادت اوداریم.لذا هنگام

عبادت با خواسته های کوچک وناچیز درمقابل اوقرارمی گیریم وهمین امر

موجب بی توجهی به نمازوخداوندمی گردد وچه بسا با حوا سپرتی کامل و

بدون وبدون هیچ احساس نیازواحتیاجی،بدن را درمقابل اوقرارمی دهیم ودل

رابه بازارمی سپاریم.

اگرنه روی دل اندربرابرت دارم            من این نمازرا نمازنشمارم

مراغرض زنمازآن بود که یک ساعت           غم فراق تورابا تورازبگذارم

وگرنه این چه نمازی بُود که من بی تو         نشسته روی به محراب ودل

بیازارم.احساس عظمت وبزرگی حق تعا لی: درک عظمت

وبزرگی کسی،بستگی به مقدارشناخت ومعرفت به اوداردوهرمقدار این شناخت  

بیشترشود بزرگی اوبیشترجلوه گرمی شودوهنگامی که خداوندرا به بزرگی و

عظمت بشناسد،طبعاً دربرابرش با نهایت خضوع،حضوروتوجه قرارمی گیرد،

چناچه درمقابل پادشاه بزرگی صحبت می کند وبا حواس متمرکزوزبان کنترل

شده وقلبی حاضر،قرارمی گیرد واگرخدا را هم به عظمت وقدرت کامل بشناسد

،درحال عبادت،با کمال توجّه وحضورقلب درمقابلش قرارمی گیرد،چنان که

درروایات آمده است: ((اَبانِ بنِ تَغلَب قا لَ،قُلتُ لِاَ بی عَبدِ الله(ع):اِنَّی رأَیتُ

عََََََََلی بنِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ الحُسَین(ع)اِذا قامَ فِی الصَّلوةِ غُشِیَ لَونُهُ لَونَ آخَر.فقا ل لی:وَالله اِنّ عَلیَّ

بن الحُسَین کانَ یَعرِفُ الذَّی یَقُومُ بَینَ یَدَیهِ؛ابان بن تغلب می گوید:به امام صادق

(ع)عرض کردم:علی بن الحسین(ع)را دیدم که درحال نمازرنگ به رنگ

می شد!فرمود:آری او معبودرا که دربرابرش ایستاده بود کاملاً می شناخت)).

هنگامی که انسان خدا را به عظمت بشناسد،همه چیزدرنظرش کوچک جلوه

می کند.تشبیه زیبایی دراین باره آورده شده که:((خلبان هرچه با لا تر می رود

واوج می گیرد،زمین درنظرش کوچکترجلوه می کند،انسان هم هرچه بیشتربه

عظمت خداوند آشنا می شود،غیرخدادرنظرش کوچکترمی شود)).وبه فرمودۀ

امیرالمؤمنین(ع): ؛((عَظُمَ الخا لِقُ فی اَنفُسِهِم فصَغُرَمادُونَه فی اَعیُنِهِم؛خدا به

عظمت وبزرگی درقلب وروحِ اهل معرفت وحق جلوه کرده است وازاین رو

غیرخدا وهرچه هست درنظرشان کوچک است)).

ره عقل جزپیچ درپیچ نیست             برعارفان،جزخدا هیچ نیست

توان گفت این نکته باحق شناس           ولی خورده گیرند اهل قیاس

که پس آسمان وزمین چیستند             بنی آدم ودیوود د کیستند

همه هرچه هستند ازآن کمترند            که باهستیش نام هستی برند

دلیل آن که ما عظمت حق تعالی رادرک نمی کنیم،نداشتن شناخت ومعرفت

نسبت به اوست وبه همین جهت است که نزدهرانسانی کوچک وبی لیاقت با

نهایت توجه وحضوروادب قرارمی گیریم،ولیکن درمقابل خداوند بدون هیچ

توجه وحضوری می ایستیم.پس اگرما درصدد کسب شناخت حق تعالی و

صفات اوباشیم،به همان اندازه بزرگی وعظمت اودرما جلوه می کند که همین

امرموجب تحصیل حضورقلب می گردد.احساس حضور:انسان به میزان

معرفت وشناختی که به خدا وصفات اوپید ا می کند،حضورقلب درنمازبرایش

حاصل می شود.کسی که خدارادرهمه جا حاظروناظربداند،درحا ل نمازهم که

مشغول تکلم ورازونیازبا اوست،ازاوغفلت نخواهد کرد.مهم آن است که ما خدا

رابه خدا بودن وخدایی کردن بشناسیم وبفهمیم که خدا همه جا حاضراست.واین

معنا که خداوند،ناظروشاهد براعما ل ماست،(اَلَم یَعلَم باَنَّ اللهَ یَری)رابه قلب

تلقین بنماییم.که اگرچنین معرفعتی حاصل شد،لحظه ای ازتوجّه به آن غافل

نخواهیم شد ودرعبادت به اوج توجه وحضورمی رسیم،چنان که حضرت

رسول اکرم(ص)می فرماید: ((اُعبُدِ اللهَ کَاَنَّکَ تَراهُ فَاِن کُنتَ لا تَراهُ فَاِنَّه یَراکَ؛

آن چنان خداراعبادت کن که گویا اورا می بینی واگرتواورانمی بینی اوتورا

مشاهده می کند)).انسان باید این معنا را که((اوازماغایب نیست وازما به ما

نزدیکتر است)) یه قلب بفهماند وهمچنین بداند که مانع وحایل خود اوست.

یه عاشق ومعشوق هیچ حایل نیست        توخودحجاب خودی حافظ ازمیان

برخیز

پس اگرانسان خدا رابه نزدیک بودن وهمه جا بودن بشناسد،دایماً حضوراورا

حس می کند ودرتلاش برای برداشتن موانع ورسیدن به اوبرمی آید که درنماز،

این معنا به اوج خود می رسد.

دوست،نزدیکترازمن به من است         وین عجبترکه من ازوی دورم!

چه کنم؟با که توان گفت، که وی          درکنارمن ومن مهجورم؟

پس علت آن که ماهرگناهی را مرتکب می شویم ودرعبادت ونماز توجه و

حضورقلب نداریم،نداشتن احساس حضوردر محضر خداوند است وهنوز ایمان

به آیات اوپیدا نکرده ایم،چرا که خود خداوند می فرماید: ((نَحنُ اَقرَبُ الَیهِ مِن

حَبلِ الوَرید؛مابه انسان ازرگ گردن به اونزدیکتریم))ودرجایی دیگرازقرآن

کریم آمده: ((واعلَمُو اَنّ اللهَ یَحُولُ بَینَ المَرءِ وَقَلبِه؛وبدانید که خداوند درمیان

انسان وقلب او قراردارد)).اهمیت نمازدرآیات وروایات:ازآیات و

روایات معلوم می شود که نماز،برای به خود برگشتن وانسان شدن است؛نماز،

ماراازگناهان و آلودگیها پاک می کند؛نماز،جواب دادن به غریزه پزستش آدمی

است؛نمازبهترین وسیلۀ ارتباط مخلوق با خا لق است؛نمازنردبان صعود و

معراج مؤمن است؛نماز،نمازعمود خیمه دین است؛نماز،فلسفه خلقت است؛نماز

،دژمحکمی است که انسان  راازحملات شیطان نگه می دارد؛نماز،روش

آدمیان پاک روی زمین درطول تاریخ انسان است که به صورتهای مختلف

بوده است؛نماز،وسیله ای برای زدودن صفات منفی ورذایل حیوانی است؛نماز،

ازاوصاف پارسایان است؛نمازکارخانه انسان سازی است؛نماز،وسیلۀ رهایی از

هربند وقیددرونی است.سخن دانشمندان دراهمیّت نماز:دکترالکسیس

کارل،فیزیولوژیست معروف فرانسوی می گوید: ((حالت دعا ومناجات،اثراتی

دراعضای بدن ما به جا می گذارد کهدرنوع خود بی سابقه است؛درروزاوّل آن

قدرها جالب توجه نیست امّا کم کم وقتی که عادی شد،هیچ تذّتی درمقابل آن

نمی تواند برابری کند))وهمچنین دکترفرانک لاباخ،دانشمند مشهوراروپایی از

قول دانشمند دیگری نقل می کند: ((ای خداوند!یک ساعتِ کوتاهی که در

حضورتوصرف می شود،چه تغییر عظیمی به وجود می آورد،چه بارهای

سنگینی براثرآن ازسینه ها برداشته می شود.وچه زمینهای خشکی براثر

رگبارهای دعا شاداب می گردد.....)).ودکترروژه گارودی،دانشمند وفیلسوف

مشهورفرانسوی می نویسد: ((درنماز،انسان به خودبازمی گردد وهمۀ هستی

رادروجود خویش احساس می کند وچنین است که انسلنِ با ایمان به ستایش

وادارمی شود)).ومهاتما گاندی،دهبربزرگ هند چه زیبا می گوید: ((دعا ونماز

،زندگی مرا نجات داده است،من بدون آنها مدتها پیش دیوانه شده بودم،من در

تجارب زندگی عمومی وخصوصی خود تلخ کامیهای بسیارسخت داشته ام که

مرادستخوش نا امیدی می ساخت؛اگرتوانسته ام براین نا امیدیها چیره شوم،به

خاطردعا ونمازهایم بوده است.دعا ونمازرا مانند حقیقتِ بخشی اززندگی خود

به شمارنمی آورم،فقط به خاطرنیازواحتیاج شدید روحی آنها رابه کارمی بسته

ام،زیرا اغلب خودرادروضع وحالی می یافتم که احتمالاً بدون نماز ودعا نمی

توانستم شادمان باشم،هرچه زمان می گذشت اعتقادمن به خداوند افزایش

می یافت ونیازمن به دعا ونمازبیشتر می شد وصورتی مقاومت ناپذیر به خود

می گرفت.بدون آن،زندگی سرد وتهی بود،به همان اندازه که غذا برای بدن

لازم است،دعا ونمازنیزبرای روح ضرورت دارد.درواقع،آن قدرکه دعا ونماز

برای روح لازم است،غذا برای بدن ضرورت ندارد،زیرا اغلب لازم است به

خاطرسلامت بیشتربه خودمان گرسنگی بدهیم وازغذا خوردن،خودداری کنیم،

امّادرمورد دعا ونمازچنین اجتنابی نمی تواند وجودداشته باشد.....)).وگاندی

درجای دیگر می گوید: ((من کوچکترین شکی ندارم که نمازودعا وسیلۀ غیر

قابل انکاری برای پاک کردن قلب ازامیا ل نفسانی است،ولی باید با منتهای

تواضع آمیخته شود)).نتیجه آن که احساس نیاز به نماز،موجب توجه انسان در

هنگام عبادت می گردد وهرمقداراین احساس شدید ترشود،توجّه به عبادت

بیشترخواهد شد؛آن وقت است که نمازرابا شوق،شعف ونشاط می خواند ودر

مقابل،هرمقداراحساس احتیاج به عبادت کم باشد،توجه به اصل نمازوحضور

قلب درآن،کم خواهد شد واگربه طورکلی احساس نیازپیدا نشود یا به ترک آن

منجرمی شود ویا یک نمازبی روح وبی حضورقلب خواهد شد.حضورقلب

درتمام حالات:ازعوامل اصلی تحصیل حضورقلب درنماز،حضوردایم در

محضرخداوند می باشد.نمازگزارهمان طورکه درهنگام نماز،خودرادرمحضر

خدا می بیند،باید درتمام ساعات زندگی خود،این حالت راحفظ کند ودرحقیقت،

این احساس حضوردرتمام لحظات است که موجب حضورقلب درنمازمی گردد

،چراکه کسب حضورقلب درنماز،یک دفعه،ممکن نیست.نمازگزاراگربخواهد ن

نمازش،سفرروحانی ومعراجی با حضورکامل باشد،بایدخودرادرتمام لحظات

زندگی درمحضرخدا ببیند وبه قلب خود این معنا راکه((اومارامی بیند))تلقین و

تفهیم کند تا لحظه ای ازیاد اوغافل نگردد وازاوگناهی وخلافی که خلاف ادب

حضوراست سرنزند که اگراین حالت استمرارپیدا کند،درهمه جا ودرهمه چیز،

خدارا می بیند ودرهنگام نمازکه یک برنامۀ مخصوص است،به حضوروتوجّه

کامل می رسد.اگرمادرنمازامیرالمؤمنین(ع)حضورقلب کامل می بینیم،باید

علتش رادربیرون نمازپیدا کرد که خودامیرالمؤمنین(ع)می فرماید))مارَأَیتُ

شَیئاً اِلاَّ ورَأَیتُ اللهَ فیهِ وَمَعَهُ؛ندیدم چیزی رامگراین که خدا را در آن وبا آن

دیدم)).به قدری مرتبۀ احساس حضورحضرت با لا بوده است که درهمه چیز

وبا همه چیزخدا را می دیده که یقیناً این که چنین انسانی وقتی که تیرراازپای

اودرهنگام نمازبیرون بیاورند ومتوجه نشود،غیرمعقول نیست.علت حواس

پرتی وعدم حضورقلب مارادرنماز،باید دربیرون نمازپیدا کرد،چرا که مادر

لحظا ت زندگی خودخدا راحاضروناظرنمی بینیم وقلبمان به هرسمت وجهتی

می رود ودرمحضرگناه وبزهکاری و...قراردارد ودرهنگام نماز،توقع داریم

قلبمان متوجه خدا گردد وخدا راحاضرببیند.نتیجه آن که اگربخواهیم درنماز

احساس حضورپیدا کنیم باید احساس این که خدا مارامی بیند رادایماً به قلب القا

کنیم ومراقبت بنماییم، تا ازاین حا ل خارج نشویم که اگرچنین شد کسب حضور

قلب،درنمازآسان خواهد شد.

خوشا آنان که الله یارشان بی            به حمد وقل هو الله کارشان بی

خوشا آنان که دایم درنمازند             بهشت جاودان بازارشان بی

فهمیدن معانی نماز:ازعوامل مؤثردرتحصیل حضورقلب،فهمیدن معانی

نماز وتوجّه به آن است،چراکه حضورقلب،یعنی حاضربودن قلب درمحضرخدا

وتوجّه به معانی نماز:درحقیقت حاضرکردن خدادرقلب،به تناسب توجّه به

معانی وفهمیدن اذکارنمازممکن خواهد شد.سرتا سرنماز،با خدا صحبت کردن،

قلب را متوجّه اوکردن وازاغیارجدا شدن است وفهمیدن نمازوالقای معانی بر

نفس وقلب،مارادراین امریاری می کند،چنان که امام صادق (ع)می فرماید: ((

مَن صَلّی رَکعَتَینَ یَعلَمُ ما یَقُولُ فیهِما اِنصَرَفَ وَلَیسَ بَینَهُ وَبَینَ الله عَزَّوَجَلَّ ذَنبُ

اِلاّ غَفَرَهُ لَهُ؛آن کس که دورکعت نمازبخواند وبفهمد چه می گوید،ازنمازخارج

نمی شود،مگراین که گناهان اوبخشیده شده است)).چنان که مشاهده می شود،

درصورتی فهمیدن معانی،اثرخودراخواهد گذاشت که نمازگزاردقیقاً معانی را

یه قلب القا وحاضرکند.این جا زبان،معلّم وقلب،متعلّم است،یعنی با زبان،معانی

رابه قلب القا می کند وقلب،همانند طفلی که می خواهد سخن بگوید وهنوززبان

بازنکرده معانی رامی پذیرد که پس ازمدتی،قلب،زبان باز می کند ومعلّم

می شود وزبان،تابع قلب است.امام صادق (ع)می فرماید: ((فاجعَل قَلبَکَ قِبلَةً

لِلِسانِکَ وَلا تُحَرَّکهُ اِلاّ بِاِشارَةِ القَلبِ وَمُوافَقَةِ العَقلِ وَرِضَی الایمان؛قلب راقبلۀ

زبانت قراربده وزبان را تکان نده،مگربا اشارۀ قلب وموافقت عقل ورضایت

ایمان)).با توجّه به این دستور،دربیرون نماز ودرنمازباید مواظبت ومراقبت بر

زبان نموده ولفظی رابرزبان جاری نکنیم،مگراین که اوّلاً:با اجازۀ قلب،عقل و

ایمان باشد؛ثانیاً:معانی نمازرا به قلب القا کنیم واین کاررا باید دایماً انجام دهیم

وبه محض پراکندگی قلب به اغیار،اورابرگردانده،متوجّه معانی نمازبنماییم.این

امردرابتدا مشکل می نماید ولیکن بعد ازتمرین،ممارست،مراقبت ومجاهدت

آسان می گردد.درابتدا دریک دریک نمازشاید چند کلمه رامراقبت کنیم،ولیکن

با تمرین وطلب بیشتر،کلمات بیشتری رابا معانی می گوییم وکم کم با استقامت

ومجاهدت می توان تمام اذکار والفاظ رابا توجّه به معانی آن بیان کرد واگر

چنین نتیجه ای حاصل شد،حضورقلب ممکن خواهد شد،چرا که تمرکزدرمعانی

والقای آنها برقلب،مرتبه ای ازحضورقلب است وازآن جایی که نمازگزار از

توجه به معانی،خداراقصد می کند،لذا قلب متوجّه خدا گشته وازاغیارآزاد

خواهد شد.امّا آن کسانی که معانی نمازرا کامل نمی دانند باید همان درک

اجمالی خود ازنمازوخدا رادرقلب حاضر کنند،اگرچه معانی الفاظ رادقیقاً ندانند

؛مثلاً،کسی که اصلاً معانی نمازواذکاررا نمی داند،معنای اجمالی را به قلب

تفهیم کند،یعنی به قلب القا کند که نماز،با خدا صحبت کردن ورازونیازکردن با

اوست؛نماز،بندگی خدا ودوری ازبندگی غیراومی باشد واگرمعنای ظاهری را

می داند،همان رابه قلب تفهیم کند وکسانی که اسراروحقایق ازعبادت را

می دانند همان رابه قلب تعلیم دهند.خلاصه این که هرکس درهرمرتبه ای از

فهم وکشف که باشد،باید همان راحاضر کند وبه قلب القا کند تا قلب هم همان

معنا رابپذیرد.درپایان به یک تمرین اشاره می کنیم وآن این که اگرتصمیم

گرفتیم برمتمرکزکردن معانی درقلب،معنای همین((الله اکبر))رابه قلب القا کنیم

ودرحین نمازوغیرنمازاین معنا  راکه((خدا بزرگتراست ازهرکسی وازهر

چیزی که وصف شود))به قلب تلقین کنیم؛بعد ازمدّتی مشاهده خواهیم کرد که

قلب ازعظمت وبزرگی دیگران ترسان ولرزان نیست واصلاً عظمتی وبزرگی،

درمقابل خدا نمی بیند که همین امرموجب تحصیل حضورقلب می گردد.

احکام قبل ازنماز:مهیّا شدن وآمادگی برای نمازدرتحصیل حضورقلب و

کنترل قوّه خیال درنماز،نقش بسزایی دارد.اگرهرعملی ویا گفتاری ازانسان 

بدون مقدمه صادرگردد،ناقص خواهد بود.لذا آدمیان برای انجام اموری که

برایشان مهم است،مقدماتی رافراهم می کنند تا عملِ منظور،به بهترین شکل

انجام گیرد؛ازباب مثا ل برای رفتن به ملا قا ت بزرگی،خودراکاملاً مهیّا

می کنند وقبل ازآن که به محضرآن بزرگ برسند،ذهن خودرا متوجه آن

محضروبزرگ می نمایند وبرای اینکه با بهترین صورت،به دیداربروند،

چگونگی گفتارواعمال خودرادرآن محضر کنترل می کنند.شارع مقدّس،احکام

ووظایفی را ازبا ب مقد مۀ ورود به نماز،مقرّرکرده تا با آمادگی کامل در

محضراوقراربگیریم،ازجملۀ آن احکام عبارت است از: ((وضوبا حضورقلب

وخواندن نمازروبه قبله ورعایت آداب دیگرمثل:موقّروسنگین بودن لباس نماز

گزار،استعمال بوی خوش درحین نماز؛نخواندن نمازدرحمام،مقابل انسان،

مقابل دری که بازاست، درجاده وخیابان،مقابل آتش وچراغ، روبه روی عکس

ودرقبرستان،گفتن اذان واقامه با حضورقلب؛رعایت نظافت وازالۀ موهای زاید

وچیدن ناخنها و...)).اگرانسان تمام این مقدمات رابا توجه ودقت انجام دهد،با

آمادگی کامل وارد نمازمیشود،چرا که با رعایت این امور،اهمیّت نمازبه قلب

تلقین می شود،نمازگزارهمین که برای نمازآماده می شود،با شوق وشعف ازجا

برمی خیزد تا خودرا از آلودگیها وپستیها وضعفها خا لی کند،پس با انجام هر

یک ازاین مقد ما ت،قلب را آرام آرام آرامش وپاکی فرا می گیرد.هنگامی که

وضو می گیرد،دراین فکراست که می خواهد دربرابرچه کسی قرار بگیرد و

برای چه عملِ مهمّی مهیّا گردد؛هنگام اذان واقامه،خود را ازهرسرگرم کننده

ای خالی می کند وبا گفتن((الله اکبر))عظمت الهی را به قلب تلقین می نماید و

دروقت شهادت دادن برپیغمبروآ ل پیغمبر(ع) بهترین بندگان روی زمین رادر

قلب حاضرمی کند وخودرا با آنها پیوند می دهد وقلب خودرا ازهر ستمگری و

خائن و گناهکار وپستی خالی می نماید وبا گفتن((حَیعَلا ت))اهمیّت نماز ونیاز

به آن را به خود می باوراند،که نمازسبب رستگاری وبهترین عمل برای انسان

است تا این که آرام آرام وارد میهمانی بزرگ برای معراج وصعود شود.تشبیه

زیبایی دراین باره آورده شده که((هواپیما برای پرواز،مقداری روی زمین

حرکت می کند ودوربرمی دارد تا امکان برخاستن اززمین داشته باشد.مقدّمات

اذان ونمازومستحب مقدمّۀ آن پروازملکوتی است)).علّت آن که حضورقلب در

نمازبرای ما مشکل می شود؛این است که به مقدمات نمازتوجه نمی کنیم وگاهی

بدون هیچ آمادگی یک وضوی دست وپا شکسته می گیریم وبدون آن که اذان و

اقامه بگوییم،مهررا برزمین پرت می کنیم ووارد نمازمی شویم؛مسلّماً چنین

نمازی نمی تواند با حضورقلب باشد وبه همین جهت است که امام صادق (ع)

می فرماید: ((اِذا اِستَقبَلتَ القِبلَةَ فَانِسِ الدُّنیا وَما فیها وَالخَلقَ وما هُم فیهِ وَ

استَفرِغ قَلبَکَ عَن کُلَّ شاغلٍ یَشغَلُکَ عَنِ اللهِ وعایِن بسِرِّکَ عَظَمَةَ اللهِ واذکُروُ

قُوفَکَ بَینَ یَدَیهِ تَبلُو کُلُّ نَفسٍ مَا اسلَفَت وُرُدُّ وااِلَی اللهِ مَولاهُمُ الحَقِّ...؛

هنگامی که به قصدنمازبه جانب قبله ایستادی،دنیا وآنچه درآن است ومردم و

احوال واشتغالات آنها رایکسره فراموش کن،قلبت را ازهر شاغلی که تورا از

یادخدا باز می دارد،فارغ سازوبا چشم باطن،عظمت وجلال خدارا مشاهده کن!

به یارآورتوقف خودت رادر برابر خدا درروزی که هرانسانی اعما ل پیش

فرستاده اش را آشکارمی سازد وبه سوی خدا رجوع می کند...)).

نتیجه آن که انجام مقدمات،مارا برتخلیه ذهنی وقلبی ازاغیار یاری می رساند؛

لذا برما لازم است که قبل ازنیّت وتکبیرة الاحرام،خودرا ازغیرخدا خالی کنیم

تا نمازمعنا پیدا کند.

درخانۀ دل،ما را جزیارنمی گنجد           چون خلوت یاراینجاست،اغیار

نمی گنجد

مستحبّات داخل نماز:یکی دیگر ازاسباب حصورقلب،رعایت احکام و

مستحبات نمازاست،مانند: ((نگاه کردن به محل سجده درحا ل قیام؛نگاه

کردن بین دوپادرهنگام رکوع؛نگاه کردن به نوک بینی درحین سجده؛نگاه

کردن به دامن درحال تشهد وسلام وچسباندن دستهابه بدن درحال قیام و....

ونیزخواندن اذکارمستحبی نمازمثل (( سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَهُ))بعد ازرکوع وذکر

((بِحَولِ اللهِ وَقُوّتِهِ اَقُومُ وَاقعُدُ))پس ازسجد تین درحین بلند شدن.

کمترین اثراین آداب ظاهری ،تلقین کردن اهمیّت نماز به قلب است،چون

 اینهاازآدابی است که انسانها به هنگام ملاقات شخص بزرگی رعایت میکنند،

لذانمازگزاران بارعایت این امور،اهمیّت وعظمت خدارابه قلب القا مینمایند، نتیجه آن که برهمه لازم است که خودراملتزم به انجام مستحبات ورعایت آداب

ظاهری نماز نماییم تارعایت ظاهر به باطن سرایت کند،وادب باطنی که حضورقلب است،حاصل شود.اختصاص دادن وقت مناسب برای

نماز:ازعوامل حضورقلب،فراغت وقت واهمیّت دادن به اوّل وقت و

محافظت بروقت می باشد.((فراغت آن است که انسان درشبانه روزبرای عبادت خود،وقتی رامعین کند تادرآن زمان،اشتغال دیگری به غیرازعبادت نداشته باشد.ولازمۀ این امر،تنظیم وقت برای عبادت ومحافظت برآن می باشد؛البته محافظت بروقت یاید طوری باشد که نمازدروقتِ فضیلت خوانده شود.انسان همان طورکه برای اموردنیوی خودوکسب علم،دانش،ملاقات با دیگران واموردیگر،وقت تنظیم می نماید،باید برای عبادت هم وقت تعیین کند تا وقت نماز،انتخابی باشد،نه اکراهی واضطراری.نمازی که دروقت کاردیگر،خوانده شود،موجب اکراه درقلب می شود ودرحقیقت با زبان بی زبانی به نمازمی گوید کاردارم وتومزاحم شدی؛لذا خیلی سریع وباعجله وبی حضورقلب،آن رابه جا می آورد،ولی اگرنمازدروقت خودش وبهترین وقتش خوانده شود،دلیلی برای فرارازآن نمی بیند،چرا که وقت نمازاست نه کارواشتغال دیگردراینجاست که به کارمی گوید،نمازدارم وتومزاحم هستی دراین باره امیرالمؤمنین(ع)می فرماید: ((لَیسَ اَحَبَّ اِلَی اللهِ عَزّوَجَلَّ مِنَ الصَّلوةِ فَلا یَشغُلَنَّکُم عَن اَوقاتِها شَیءُ مِن اُمُورِالدّنیا فِا نَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ ذَ مَّ اَقواماً فَقا لَ اَلَذّیَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ،یَعنی اَنَّهُم غافِلُونَ استَهانُو بِاَوقاتِها؛درنزد خداعملی مجبورترازنمازنیست،پس چیزی ازاموردنیا شماراازاوقات نمازبازندارد.))پس به درستی که خدای عَزّوَجَلَّ اقوامی رامذمّت کرده،پس فرموده است: ((اَلّذینَ هُم عَن صَلوتِهِم ساهُن؛اینها غفلت کنند گانی هستند که بی توجه به اوقات نماز می باشند))ودرروایت دیگرازامام رضا(ع) آمده  که: ((حافِظُوا عَلی مَواقیتِ الصَلواتِ فاِنَّ العَبدَ یَأمَنُ الحوادِثَ وَمَن دَخَلَ عَلَیهِ وَقتُ فَریضَةٍ فَقَصَرَعَنها عَمدَاًمُتَعَمِّداً فَهُوَخاطی؛بروقتهای نمازمحافظت کنید،چراکه بنده ایمن ازحوادث نیست وکسی که وقت نمازواجب براوداخل شود وعمداً کوتاهی کند،خطا کننده است)).محافظت بروقت نمازوتعیین کردن وقت مخصوص برای آن،نشانۀ میزان اهمیّت نمازگزاربه عبادت است،چراکه به تناسب اهتمام قلبی به نماز،محافظت بروقت اهمیّت می یابد؛یعنی هرمقدارکه نمازبرایش مهم جلوه کند به همان اندازه برای آن برنامه ووقت خاص تنظیم می نماید.این که ما برای نمازوقت معینی نداریم،دلیل بربی توجّهی ما نسبت به آن است،گویا نماز،یک مزاحم است که خارج ازبرنا مۀ اصلی زندگی ماست وهروقت ازکارهایمان فارغ شدیم،درآخروقت.با کراهت،بی حالی،کسالت وباعجله،یک وضوی با شتاب گرفته وبه طرف نمازمی رویم،که درواقع نمازبه طرف ما می آید،چون هیچ اهمیّتی برای آن قائل نشدیم وآن رادربدترین زمان که کارهای دیگررادرآن وقت انجام نمی دهیم،می خوانیم،لذا با افکارپریشان وخاطری آشفته وبدون حضورقلب،خم وراست می شویم وبا شتاب،به سراغ کارهای خودمی رویم.بگذاریم ازاین که گاهی نه تنها وقت برای عبادت نداریم،بلکه هنگام عبادت هم،به کارهای دیگررسیدگی می کنیم تا وقت اتلاف نشودونمازرافقط برای رفع تکلیف به جا می آوریم.و ای برما که نمازرااتلاف وقت بدانیم وخوشا به حال کسانی که بهترین لحظات خودرابه عبادت مشغولند.اینها کسانی هستند که دروقت نمازبه خوداجازه نمی دهند به کاردیگرمشغول شوند وهرنوع کارواشتغال فکری وخیالی رامزاحم می بینند وبا توجه به اهمیّت وقت نماز،کمال بهره وری واستفادۀ ازوقت عبادت رادارند واستفادۀ بهینه ازوقتِ هنگام عبادت را((با توجه وحضورقلب کامل بودن))می دانند والاّ دلیلی راین همۀ توجّه بروقت عبادت ندارند.محافظت بروقت باید مداومت پیداکند.تا اهمیّت نمازبه قلب تفهیم والقا شود،زیرا وقتی که به اهمیّت نمازپی برد،تحصیل حضورقلب میسّر می گردد.بی جهت نیست که علی (ع)درجنگ صفّین مواظبت براوّل وقت رافراموش نمی کند .درسفینة البحارآمده)):هنگامی که علی (ع)درجنگ صفین سرگرم نبرد بود،درمیان هردو صف کارزار،پیوسته به آسمان نگاه می کرد تا ببیند کی ظهرمی شود ونمازظهررابخواند.عبدالله بن عباس عرض کرد:یا امیرالمؤمنین این چه کاری است؟فرمود:آفتاب را می نگرم که اگروقت نمازدررسید،نمازبگزاریم.ابن عباس گفت:آیا حالات وقت نمازاست با این سرگرمی جنگ ؟ فرمود:ما برای چه با این گروه جنگ می کنیم؟ مگرنه این که برای نمازاست؟ تنها به خاطرنمازبا آنان نبرد می کنیم ومی خواهیم نمازپرپا شود)).ملاحضه می شود که امیرالمؤمنین درمیدان جنگ به نمازِاولِ وقت، اهمیّت می دهند وبرما که مدعی شیعه بودن هستیم لازم است که درعمل،پیرو آن حضرت باشیم تا شیعه بودن معنا پیدا کند،چراکه شیعه یعنی همراه بودن درعمل،که شناخت ومحبت،لازمۀ آن است وعلی(ع)رافقط درذهن داشتن وبه اوصرفاً محبّت داشتن،کافی نیست.دربارۀ،امام خمینی-رحمة الله علیه-می فرماید: (( پس ازدوّمین عمل جرّاحی برروی حضرت امام(ره)،یکی ازدکترها گفت: ((آقا چشمشان رابازکردند وآقای انصاری راصداکردند.آقای انصاری آمدندوبه حضرت امام گفتند:می خواهید نمازبخوانید؟ حضرت امام تنها ابروهایشان راتکان می دادند وبه هیچ سؤال دیگری پاسخ نمی دادند.بعددیدم که دستشان راتکان می دهند،متوجه شدیم نمازمی خوانند.حضرت امام،این اواخر،همیشه نگران نمازاوّل وقتشان بودند)).نکته:همان طوری که درمبحث((موانع مقدماتی))تذکرداده شد،گاهی نفس آدمی وشیطان،تأخیرنمازرابه انسان القا می کنند ودرعین حال این را زیبا جلوه می دهند،چراکه دلیل تأخیرنمازراشرعی وانمود می نمایند،لذا ما خودرا فریب می دهیم که الان خسته وکسل وبی حال هستیم واین حالت با نماز همراه حضورقلب منا فات دارد،پس تأخیر می اندازیم وبعد ازرفع کسالت واستراحت با حضورقلب می خوانیم،ولی غافل از این که این ازمکاید نفس شیطانی است که دایماً هرروز این معنا رابه ما القا می کنند وهمین موجب شده که هیچ گاه نمازاوّل وقت نخوانیم.پس برما لازم است که اوّلاً:خودرا قبل ازنمازآماده ومهیّا بنماییم وموانع حضو رقلب رابرداریم.

ثانیاً:تسلیم این کید نفس وشیطان  نگردیم وخودراملزم به خواندن نمازاوّل وقت بنماییم که اگرچنین شود،کم کم اهمیّت نمازرابه قلب القا می گردد وهمین امرموجب حضو رقلب بیشتر می شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1391ساعت 20:56  توسط معصومه قاسمی  | 

((الذین ان مکناهم فی الارض اقامواالصلوه واتوا الزکوه وامروابالمعروف ونهواعن المنکرولله عاقبه الامور))آیه41سوره حج بحثی که اینجا ارائه میشود درسه قسمت است اول اهمیت وجایگاه نمازدراسلام دوم فلسفه این اهمیت است که چرا نماز اینقدراز نظر شارع مقدس اسلام اهمیت داردودرآخرهم بعضی تذکرات عملی است برای اینکه بتوانیم در سطح مدارس این فریضه مهم اسلامی را مخصوصا برای نوجوانانمان جا بیندازیم ودرعمق جانشان علاقه مندی به نمازرابوجود بیاوریم.خداونددرباره مومنین می فرماید:اگرمابرایشان وسایلی فراهم کنیم وبه آنها قدرت دهیم ودرزمین حکومت بدستشان بیفتد نمازرابرپا می دارند. اولادر میان همه واجبات اسلامی وقوانین ودستورات الهی ومسائل مطرح شده دراین آیه نمازمهمترین مسئله است. به نظرمن این آیه درباب اهمیت نمازخیلی مهم است. درسوره مریم خداوند درابتداداستان زکریارابیان می کند وبعدازآن داستان یحیی وسپس داستان عیسی بن مریم وبعدداستان حضرت ابراهیم (ع)وبه دنبال آن داستان حضرت موسی(ع)وحضرت اسماعیل ودرآخرنیزادریس را نقل می نماید وارزش واهمیتی راکه این انبیا درنزدخداداشتند وحرکتهائی راکه درجامعه بوجود آوردند بیان میکند وپس ازبیان این داستانها می فرماید:((فخلف من بعدهم خلف اضاعو الصلوه واتبعو الشهوات فسوف یلقون غیا))(آیه 59 سوره مریم) یعنی سپس جانشینان این جمعیت پاک وخدا پرست قومی شدند که نماز را ضایع کردند وازشهوات نفسانی خودپیروی کردند وبه دنبال آن به گمراهی ضلالت وانحراف افتادند. درباب روایت ازپیغمبراکرم نقل شده است که:(( ان احب الاعمال الی الله الصلوه والبر والجهاد))محبوبترین کارها درنزدخداسه مطلب است یکی نماز ویکی برونیکی ودیگری جهاد. اهمیت نماز: راستی چرا دراسلام قرآن وروایات این همه بر نماز تاکید شده است از میان همه عبادات حتی روزه زکات خمس حج ونماز برجسته شده وبرای آن حساب وکتابی جداگانه باز شده است من فکر می کنم نماز تمامش حضور انسان است قیام وقعودش واذ کارش در محضر خداست وما در هیچ یک ازعبادات اسلامی مثل نماز همیشه در محضر خدا نیستیم. درنمازاگر صورتش را به این طرف وآن طرف پچرخاند نمازش باطل می شود وخلاصه حرف هم نمی تواند بزند حتی اگر حرفی بزند که دو حرف داشته باشد نمازش باطل می شود. اما دردیگر عبادات مثل روزه که انسان برای خدا نیت می کند وامساک می نماید ودرهمین حال درتمام روز می تواند همه نوع کاری راانجام بدهد کاسبی کند وحرف بزند یاحتی گناه کند روزهاش باطل نمی شود ویادرحج می بیند که درحال طواف انسان می تواند حرف بزند ورویش رابه طرفی برگرداند واین حرام نیست منتهی مکروه است. بهر حال نمازرسیدن به بارگاه انس وقرب پروردگار است ودرمحضر مولی وآقا وسید قرارگرفتن است. وبالاخره نماز پیوند بین انسان وخداست. واین رابطه را مستحکم وقوی می سازد. انسانی که در شبانه روز5 باردرپیشگاه باعظمت الهی می ایستد ورکوع وسجود می کندو((ایاک نعبد وایاک نستعین))می گویدهر چنداین پیوند ضعیف باشدهمچون مهار یالجامی است برای انسان. انسانهایی که نماز می خوانند با انسانهایی که بی نمازنداگرکنارهم قرار گیرند می بینیم که انسانهای بانماز سالم ترند. نماز کلید قبولی تمام عبادتها: دراهمیت نماز همین بس که درفرمان علی علیه السلام به نماینده خوددرمصر( محمد بن ابی بکر) آمده است که :نمازرا دراول وقت و با مردم بپادارزیراهمه کارهای دیگرت تابع نمازتوست. درروایات نیز می خوانیم : اگرنماز قبول شودعبادات دیگر هم قبول می شودولی اگرنمازمردود شود کارهای دیگرهم رد خواهدشد.پیوند پذیرش عبادات دیگربه قبولی نمازنقش کلیدی آنرا نشان می دهد. مثل آنکه اگرپلیس ازشما گواهینامه رانندگی بخواهد شما هر مدرک وکارت شناسایی معتبردیگری هم ارائه دهید پذیرفته نیست. مجوزرانندگی داشتن گواهینامه است وبدون آن تمام مدارک بی اثر خواهد بود.نماز وسیله آزمایش خود: درحدیث می خوانیم که هرکه می خواهد بداند مقام وارزش اونزدخداوندچیست ببیند که خداوندنزداوجه مقامی دارد. اگر اذان نمازنزدتو بزرگ ومحترم بودتونیز نزد خداوند احترام داری واگر نسبت به انجام فرمان اوبی تفاوت بودی مقام وارزشی نزداو نداری وهمچنین اگر نماز تورا از فساد وفحشاءبازداشت نشانه ی تاثیروقبولی نمازاست.

((گل آفتاب گردان))

من گل آفتاب گردانم ازرخت روی برنگردانم

غیرسیمای آسمانی تو قبله دیگری نمی دانم

دست برآسمان وپادرخاک پای کوبانم وسرافشانم

ای توآغاز وای توانجامم ای توپیدا وای توپنهانم

گرنبینم تورا نمی رویم گرنبینی مرانمیمانم

عطش من گواه آتش توست جرعه آتشی بنوشانم

میهمان سرای هرچه شوم به سراپرده تومهمانم

توگل دشت نوربارانی من گل دشت نوربارانم

نماز اولین سئوال درقیامت است: درحدیث می خوانیم اولین چیزی که درقیامت مورد سئوال وحساب قرار می گیرد نماز است.

نمازاولین کلام وآخرین وصیت: دربعضی روایات می خوانیم که نمازهم اولین سفارش انبیاءبودوهم آخرین وصایای اولیاء. درتاریخ زندگی امام صادق آمده است که حضرت در آخرین لحضه های عمرمبارک خودچشم بازکرده وفرمود: تمام بستگان راجمع کنید وسپس فرمود: شفاعت ما شامل کسانی که نسبت به نمازسهل انگاری واستخاف دارند نخواهدشد.

نمازیادخداست: خداوند به حضرت موسی می فرماید:((اقم الصلوه لذکری)) برای یادمن نمازبه پادار.ذکری قلبی باروشی مخصوص یادخداوند باشیوه ای ابتکاری که اعضای انسان ازموی سرتانوک پا درآن نقش دارند. هنگام وضوع هم روی سررامسح می کنیم وهم روی پارا هنگام سجده هم پیشانی برزمین نهاده می شود هم انگشت پا هم زبان حرکت می کند هم دل به یاداوست. درنمازچشمها نیزباید به محل سجده به حال نیمه بازدوخته شودقسمتهائی ازبدن باید پوشیده شود کمردررکوع خم شود دستها هنگام گفتن((الله اکبر)) بالا بیاید گردن صاف ودررکوع کشیده شود به هرحال درنمازهمه اعضا به نحوی درخدمت یادخدا هستند.

خداوند ستایشگر کسی است که نمازرابرهمه کارها مقدم می دارد.((رجال لاتلهیهم ولابیع))((نور/37))

توفیق اقامه نمازازدعاهای ابراهیم است.((رب اجعلنی مقیم الصلوه ومن ذریتی)). پروردگارامن وذریه ام راازبه پا دارندگان نمازقراربده.(ابراهیم/40) جالب این است که حضرت تنها به دعا کردن قناعت نکرد حتی برای این آرزوقیام وهجرت کرد آوارگی هائی رابه جان خرید تانمازرا به پاداشت.

اولین وظیفه امت حزب الله اقامه نماز است(( الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه)) مسلمانان همین قدرکه قدرت رابدست گرفتند اولین کارشان اقامه نماز است. خدا نکند فکرمدیرعامل ما فقط به سود کشاندن کارخانه وفکردانشگاه ما پرورش متخصص وفکرما فقط ازتولید وتوزیع پرشود که اولین وظیفه هرمسلمانی اقامه نمازاست هم باشرکت خودمان وهم باتشویق همه جانبه ازطرف مردم ومسئولین.

نمازاولین واجب بعدازایمان به توحید ومعاد((الذین یومنون ویقیمون الصلوه)) درابتدای قرآن وسوره بقره بعدازایمان به غیب که شامل ایمان به خداوند ومعادوفرشتگان است اولین اصل عملی که موردستایش قرارگرفته مسئله اقامه نمازاست.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 21:5  توسط معصومه قاسمی  | 

 
نيايش: خدايا بر ما رحمي كن و نوري در قلب ما قرار ده تا قدرت درك تو و حضور قلب در نماز را داشته باشيم.آمين

نماز موجب ياد خداست :

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود .

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد .

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1 (

 •  دوري از گناه :

نماز گزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد .

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2 (

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند .

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد .

•  نظافت و بهداشت :

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند .

 •  انضباط و وقت‏شناسي :

نماز هاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند .

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند .

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد .


پي‏نوشت‏ها

1. سوره طه، آيه 14 .

2. سوره عنكبوت، آيه 45 .



 
 
نيايش: خدايا بر ما رحمي كن و نوري در قلب ما قرار ده تا قدرت درك تو و حضور قلب در نماز را داشته باشيم.آمين

            * قال الله تعالی فی کتابٍ حکیم:

واستعینوا بالصبر و الصلاة

            * خداوند در قرآن مجید می فرماید:

به وسیله صبر (روزه) و نماز طلب کمک کنید.

             * قال رسول الله (ص):

 قرة عینی فی الصلاة

            * پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند:

نماز نور چشم من است.

            * قال رسول الله (ص):

افضل الاعمال الصلاة الاول وقتها

            * پیامبر اعظم (ص) فرمودند:

برترین اعمال، نماز اول وقت است.

                                                                                           کوشش حجة الاسلام علیزاده



+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:56  توسط معصومه قاسمی  | 

نيايش: خدايا بر ما رحمي كن و نوري در قلب ما قرار ده تا قدرت درك تو و حضور قلب در نماز را داشته باشيم.آمين

چه کسانی باید نماز بخوانند؟

نماز یک تکلیف است، آنگاه که انسان به سن بلوغ می رسد لیاقت می یابد تا به این تکلیف عمل کند، روزی که کودکان، به این سن می رسند، از نظر اسلام تولد نوینی پیدا کرده اند و می توانند در صحنه های اجتماعی وارد شوند، پس چه زیباست که آن روز را که جشن تکلیف است گرامی بدارند.

آمادگی برای نماز

«وضو»

برای عبادت خداوند مهربان و بجا آوردن نماز، خود را پاکیزه کرده و وضو می گیریم؛ یعنی به دستوری که گفته می شود دست و صورت خود را می شوییم و با چهره ای شاداب، آماده نماز می شویم.

چگونه وضو بگیریم؟

برای وضو گرفتن ابتدا باید صورت را بشوییم، اما بهتر است، بیش از صورت دستها را تا مچ بشوییم، ولی این شستن، جزو اعمال وضو نمی باشد، و هنگام وضو باید دستها از آرنج تا نوک انگشتان شسته شود.

1-       با قصد انجام وضو و برای اطاعت دستور خداوند عالم، وضو را آغاز می کنیم. ابتدا صورت را از بالا به پائین از جایی که موی سر روئیده است، تا چانه می شوییم.

2-       سپس دست راست را از آرنج تا نوک انگشتان از بالا به پائین می شوییم.

3-       بعد از شستن دست راست، دست چپ را مانند دست راست می شوئیم.

* توجه – ریختن آب به هر تعداد مرتبه مجاز است ولی کشیدن دست،روی صورت یا اعضاء دیگر به ترتیب گفته شده؛ برای بار اول واجب، بار دوم مستحب و برای بار سوم حرام است.

      4- پس از شستن صورت و دستها، با رطوبتی که بر دست مانده است، جلو سر را مسح می کنیم؛ یعنی دست را بر سر گذاشته و کمی به صرف پائین می کشیم.

* توجه – رطوبت دست نباید به صورت برخورد کند(چون باعث بطلان وضو می شود).  

      5- پس از مسح سر، ابتدا پای راست را از نوک انگشت تا آخر روی پا (مَفصل) مسح می کنیم.

      6- و در پایان پای چپ را مانند پای راست مسح می کنیم که با این عمل، وضو تمام می شود.

* توجه – سعی کنید تمامی اعمال وضو و حتی نماز را با کمال آرامش انجام دهید.  

برگرفته از:

کتاب آموزش نماز «ویژه نوجوانان» نوشته حجة الاسلام فلاح زاده

 


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:54  توسط معصومه قاسمی  | 

 
نيايش: خدايا بر ما رحمي كن و نوري در قلب ما قرار ده تا قدرت درك تو و حضور قلب در نماز را داشته باشيم.آمين

 

1- دعا و نماز از قرباني‏ بزرگ‏تر و مهم‏تر است.

2- دعا و نماز از اعمال نيك با اهميت‏تر است.

3- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند، بايد قلب خود را متوجه (خداي) آسمان سازد.

4- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پايين انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد.

5- كسي كه فكرش آسوده نيست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووين 65 الف)

6- هر كس كه براي همنوع خود دعا مي‏كند و جهت او طلب رحمت مي‏نمايد، در حالي كه خود نيز به آن مورد نياز دارد نخست به خود او جواب داده مي‏شود و خود او اول نجات مي‏يابد.

7- هر كس فرامين الهي را با ايمان كامل بر خود قبول نمايد و آن را انجام دهد شايسته آن خواهد بود كه الهام الهي بر او قرار گيرد. (مخيلتا صفحه 33 ب )

8- بهترين راه تزكيه روح، نماز است، چون وسيله مطمئني جهت تزكيه است.

9- نماز مايه آرامش است.

10- نماز مايه نزديك شدن انسان به سعادت است.

11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مي‏دارد.

12- نماز سپاسگزاري از معبود است چون تشكر از نعمت ‏دهنده واجب است، چنانچه اگر كسي كاري را براي ما انجام داد و از او تشكر نكنيم در حق او جفا كرده‏ايم.

13- از ويژگي‏هاي نماز جلوگيري از غفلت است.

14- نماز انسان را به پاكي‏ها و پاكسازي هم ظاهر و هم باطن هدايت مي‏كند.

15- نماز ضد اضطراب و پريشاني است.

16- نماز سدي است در مقابل گناهكاري‏ها و ايجاد روح تقوا و پرهيزگاري.

17- نماز وسيله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پيراستگي از تكبر و غرور است.

18- نماز وسيله زدودن پرده ‏هاي غفلت و سستي، پرورش فضائل اخلاقي گسترش‏دهنده زمينه عدالت و رعايت حقوق اجتماعي، ايجاد روح، نظم و پاكيزگي در ظاهر و باطن انسان است.

19- نماز درست است كه به وسيله فرد انجام مي‏پذيرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوي از جامعه شكل مي‏ گيرد و اين رابطه بين نماز و اجتماع است.

20- وقتي انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خويش ديد قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حيا مي ‏كند.

21- شادابي روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشي را ايفا مي‏كند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ايفا مي‏نمايد.

22- نماز روح انسان‏ها را به مبداء هستي‏بخش مرتبط و متصل مي‏كند و با اين ارتباط، روح و جان آدمي را زنده، بانشاط و آرام مي‏سازد و او را براي انجام ساير تكاليف و وظائف فردي و اجتماعي آماده مي‏كند.

23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام يك دستور و يك واجب الهي است، خود مانع از انجام زشتي‏ها، خلاف‏ها و گناهان ديگر است.

24- يكي از فلسفه ‏ هاي عبادت، اظهار خضوع و تسليم در مقابل امر پروردگار و ايجاد روح عبوديت و بندگي در انسان است.

25- و بالاخره نماز داراي آثار و فلسفه‏هاي متعددي است از جمله اين خواص: نماز، تقدير و سپاس‏گزاري از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب ياد خداست، زمينه پرهيز از گناه را در انسان فراهم مي‏كند، تأكيدي بر نظافت و سلامتي است، داراي آثار وحدت‏بخش اجتماعي است و موجب انضباط و وقت‏شناسي است.

منبع:

وبگاه نماز ستون دین است


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:53  توسط معصومه قاسمی  | 

*** نيايش: خدايا بر ما رحمي كن و نوري در قلب ما قرار ده تا قدرت درك تو و حضور قلب در نماز را داشته باشيم.آمين *** ... *** طرح مشاوره رایگان – بخش پرسش و پاسخ – ابهامات و مسائل مربوط به نماز - داستان های جالب در زمینه نماز ***
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:41  توسط معصومه قاسمی  | 

راستی هیچ وقت به فکر نشسته و به این مهم اندیشیده‌اید، که اگر علی نبود چه می‌شد؟ این همه تأکیدی که حضرت محمد صلی ألله علیه و أله و سلم به امامت او فرموده برای چیست؟ و حدود یک هزار و چهارصد سال اختلاف و دعوا بین این امت چرا؟ شاید اگر کمی به این سۆالها و دهها و صدها سۆال دیگر در این زمینه که در ذهن انسان نقش می‌بندد اعتنا کرده و در فکر فرو می‌رفتیم، حقیقت را آنگونه که هست می ‌یافتیم و به جای این همه دست و پا زدن در تاریکی و ورود به کوچه ‌های بن بست و کج راهه ‌ها، در وادی نور قدم نهاده، ره صد ساله را یک شبه طی می کردیم!


شاید جواب این سوالات را به زیبایی در این حدیث بتوان یافت که آمده است:

«لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما»

« ای رسول ما، اگر تو نبودی هیچ چیز را نمی‌‌آفریدم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود ، نه تو را و نه علی را نمی‌آفریدم...». (مستدرک سفینة البحار، 3/334)

باید گفت: خلقت این عالم و آنچه در آن است برای رشد است و بر اساس حکمت. اگر رشد و کمال را از عالم بگیرند، حکمت خلقت زیر سۆال می‌ رود، و اگر رسیدن به کمال را حکمت آفرینش موجودات بدانیم، برای رسیدن به این کمال نیاز به راهنمایانی است که ما را بسوی آن هدایت کنند، چگونه می‌شود خداوند یکصد و بیست و سه هزار و نهصد و نود و نه پیامبر را برای هدایت بشر مبعوث کند و آخرین آن ها که مکمل رسالت همه آنها و معلم و آخرین است را خلق نکرده و مبعوث نگرداند؟ در این صورت چه حکمتی برای خلقت بشر که نه، خلقت تمام موجودات و بعثت انبیاء وجود دارد؟ پس اگر بنا بر عدم آفرینش عقل کل عالم، خاتم الانبیاء اعظم و اشرف رسل می‌بود، آمدن دیگر پیامبران و خلقت عالم بیهوده و عبث می‌شد! پس اگر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبود خلقتی در کار نبود چون حکمتی برای خلقت نبود. اما اگر علی نبود خداوند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را نمی‌ آفرید. چرا؟!!!

خداوند متعال اشرف کائنات خود را برای رساندن بندگانش به بالاترین درجه هدایت مبعوث فرمود و اکمال و اتمام این نعمت بزرگ الهی را در تحقق ولایت قرار داد و ولایت را به وجود علی علیه السلام محقق فرمود، پس اگر علی علیه السلام نبود، آمدن پیامبر با حکمت خداوند سازگاری نداشت

این مسلم است که پیامبر اشرف خلائق است و وجودی لاهوتی است و او را با زمین و زمینیان و دنیا و دنیائیان کاری نیست، پس اگر بنابراین بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این دنیا مبعوث به رسالت شوند و دین او که تمام کننده ادیان الهی است و نیز دین ابدی برای همه خلق است نابالغ و ناتمام بماند، آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نیز با حکت تامه الهی سازگار نبود. خداوند متعال اشرف کائنات خود را برای رساندن بندگانش به بالاترین درجه هدایت مبعوث فرمود و اکمال و اتمام این نعمت بزرگ الهی را در تحقق ولایت قرار داد و ولایت را به وجود علی علیه السلام محقق فرمود، پس اگر علی علیه السلام نبود، آمدن پیامبر با حکمت خداوند سازگاری نداشت. زیرا علی علیه السلام بقاء دین رسول خدا صلی اله علیه و آله و سلم را تضمین می‌کند.

اگر علی نبود هیچ چیز نبود زیرا رسالت ناتمام و دین ناقص می‌ماند و خلقت انسان با حکمت الهی سازگار نبود، و اگر انسان آفریده نمی‌شد نیازی به خلقت دیگر موجودات که همه، ابزارهای رشد خلیفة الله ( انسان) هستند نمی‌بود ن ابی الحدید معتزلی می‌گوید: اگر ابوطالب و فرزندش نبودند هرگز دین شکل نمی ‌گرفت و پایدار نمی ‌ماند. کمکهای ابوطالب در مکه دین را قوام بخشید و علی علیه السلام در مدینه باعث تقویت و بقاء دین خدا شد.

علی علیه السلام علت مبقیه دین خدا و رسالت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است و اگر نبود، این بقاء حاصل نمی‌شد و با عدم خلقت و حکمت بعثت مختل می‌گشت، پس با صدای رسا باید گفت: اگر علی نبود پرستش خداوند، توحید، اسلام ، رسالت نبوی رشد، لقاء، امید، سعادت و.....نبود و اگر این ها نبود حکمتی برای آفرینش نبود.

پس اگر علی نبود هیچ چیز نبود زیرا رسالت ناتمام و دین ناقص می‌ماند و خلقت انسان با حکمت الهی سازگار نبود، و اگر انسان آفریده نمی‌شد نیازی به خلقت دیگر موجودات که همه، ابزارهای رشد خلیفة الله ( انسان) هستند نمی‌بود.

چه رسا و گویا امام صادق علیه السلام می‌فرماید: خدای تبارک و تعالی فرمود: ای محمد! به درستی که من خلق کردم تو و علی را با بدن نورانی روحانی - بدون بدن جسمانی - قبل از آن که آسمان و زمین را خلق کنم و یا عرش و دریا را بیافرینم. پس شما همواره لااله الاالله می‌گفتید و مرا تمجید می‌نمودید. سپس روح شما را در یک جا جمع نمودم و آن را یک روح قرار دادم. آن روح واحد هم دائم در حال گفتن سبحان الله و لا اله الاالله بود و مرا تقدیس می‌نمود. پس آن روح را دو قسمت کردم و بعد هر قسمت را هم دو قسمت نمودم شد چهار قسمت، یکی روح محمد صلی الله علیه و آله و سلم، یکی روح علی علیه السلام و آن دو روح دیگر حسن و حسین علیهماالسلام.

منابع:

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید.

اگر علی نبود، محمد جعفر تجلی.

امام علی علیه السلام در احادیث قدسی، رضا نجفی.

و تبیان

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:18  توسط معصومه قاسمی  | 

نماز حقیقی دست آوردهای ارزشمندی برای نمازگزار راستین به همراه دارد. نوشته‏ای را که در پیش رو دارید، می‏کوشد بازتاب زیبای این ارمغان ملکوتی را در سیره و سخن امام رضا (علیه السلام) به طور خلاصه بیان کند.

برترین عمل

از منظر امام رضا(علیه السلام) هیچ عملی برتر و ارزشمندتر از نماز نیست، چرا که بهترین و میانبرترین راه برای رسیدن به قرب الهی است.

امام رضا(علیه السلام) همواره می‏فرمودند:

«الصّلاة قربان کل تقیٍّ؛ نماز هر انسان پارسائی را به خداوند نزدیک می‏کند.» (من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 210)

به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسی فرمودند: «لاتۆخرنّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آخر وقتها من غیر علّةٍ علیک، ابدأ باوّل الوقت؛ انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»(بحارالانوار، ج 49، ص 49)

امام هشتم (علیه السلام) خود نیز چنین بود و به هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمی‏داد حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی امام به نماز اول وقت اهمیت می‏داد. روایت زیر نشانگر این واقعیت است:

به دستور مأمون، علمای برجسته از فرقه‏های گوناگون در مجالس مناظره حاضر می‏شدند و امام رضا (علیه السلام) با آن‏ها مناظره و بحث می‏کرد.

برای اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذری برای افراد عادی و مسئولین حکومت اسلامی باقی نمی‏ماند و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی کرده و به بهانه‏های مختلف آنرا سهل بشمارند

در یکی از مجالس «عمران صابی» که از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با امام رضا (علیه السلام) وارد گفتگو گردید در آن جلسه امام سۆالهای او را با حوصله، متانت، استدلالهای قطعی و روشن پاسخ داده و او را به سوی توحید متمایل کرده بود هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزی به تحول درونی آن دانشمند زبردست صابئین ]صابئین گروهی هستند که خود را پیرو حضرت یحیی می‏دانند و به دو دسته موحد و مشرک تقسیم شده‏اند گروهی از آنان ستاره پرست هستند. مرکز آنان قبلا شهر حرّان عراق بود ولی امروزه در اهواز و بعضی مناطق دیگر به سر می‏برند. آنها طبق باورهای خود در کنار نهرهای بزرگ زندگی می‏کنند.[ نمانده بود حضرت رضا (علیه السلام) احساس کرد وقت اذان ظهر و هنگام نماز است. بنابراین به مأمون فرمودند: «الصّلاة قد حضرت؛ وقت نماز فرا رسید

نماز

عمران صابی که به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار امام هشتم (علیه السلام) بهره‏هائی برده بود با التماس گفت: «یا سیّدی! لاتقطع علیّ مسألتی فقد رقّ قلبی؛ آقای من! گفتگو و پاسخهای خویش را قطع نکن دل من آماده پذیرش سخنان شما است. امّا امام رضا (علیه السلام) تحت تأثیر سخنان عاطفی و احساس برانگیز او قرار نگرفته و فرمودند: عیبی ندارد نماز را می‏خوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد.

در این حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفتگو ادامه داده و پاسخ‏های روشنگرانه خویش را ارائه نمود. (توحید صدوق، ص 434؛ حیاة الامام رضا(علیه السلام)، ج 1، ص110)

با توجه به این روایت که در کتابهای معتبر روائی و تاریخی آمده است برای اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذری برای افراد عادی و مسئولین حکومت اسلامی باقی نمی‏ماند و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی کرده و به بهانه‏های مختلف آنرا سهل بشمارند.

امام هشتم (علیه السلام) خود نیز چنین بود و به هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمی‏داد حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی امام به نماز اول وقت اهمیت می‏داد

نماز نوجوانان

حسن بن قارن می‏گوید: از امام رضا(علیه السلام) در مورد شخصی پرسیدند که پسر نوجوانش را به انجام نماز وادار می‏کند و این فرزند گاهی نماز را ترک می‏کند. امام فرمودند: این پسر چند سال دارد؟ گفتند: آقا، 8 ساله است. حضرت رضا (علیه السلام) با تعجب فرمودند: سبحان اللّه! 8 ساله است و نمازش را ترک می‏کند؟! گفته شد! بچه است گاهی خسته و ناراحت می‏شود. امام فرمودند: هر طوری که راحت است نمازش را بخواند. (وسائل الشیعه، ج 4، ص 20)

 آداب نماز

امام رضا (علیه السلام) در مورد آداب نماز فرمودند: اگر برای نماز ایستادی تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستاده‏ای و پیوسته با طمأنینه و نگران باشی. همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده ، در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئی خدا را می‏بینی، که اگر تو او را نمی‏بینی او تو را می‏بیند. (فقه الرضا(علیه السلام).

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:15  توسط معصومه قاسمی  | 

نماز به نمازگزار چه می گوید؟

رسول خدا(ص) می فرماید: زمانی که نمازگزار رکوع و سجود نمازش را کامل به جا آورد و قسمتهای نماز را که کامل کرد (این نماز) به آسمان صعود می کند، در حالی که نور از او تلألؤ می کند و ابواب آسمان برای او گشوده می شود و (خطاب به او) می گوید:

 
مرا محافظت کردی، خدایت محافظت کند و ملائکه گویند: درود بر صاحب این نماز.
 
زمانی که قسمتهای نماز کامل گزارده نشود می گوید:
 
ضایع کردی مرا، خدا تو را ضایع کند، در این حال نماز را به چهره این نمازگزار می زنند
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:12  توسط معصومه قاسمی  |